یه نقطه عطف تو زندگی اغلب آدما هست ،

که از اون به بعد بهترین تکیه گاه رو 

صرفا خودشون میدونن ...

چرا ؟

چون روزایی رو داشتند که حال خرابشون رو کسی نبوده راست و ریس کنه، خودشون مجبور بودن حال خودشون رو خوب کنن

چون اومدن و رفتن ها رو خوب یاد گرفتن

چون روزایی رو گذروندن که کسی نبوده گلوی بغض کرده شون رو نوازش کنه، الا خودشون

روزای شکست داشتن ،شب موقع خواب دست رو زانو خودشون گذاشتن و با خودشون گفتن نه ،دیگه نمیتونم

اما فرداش که بیدار شدن باز دست روی زانوی خودشون گذاشتن و بلند شدن

میبینی؟! این اتکا کردنه ،همچین چیز مفتی هم نیست که یه شب به دست بیادا ! به قول سعدی، به خون جگره !!

ممنونم از تمام جاخالی هایی که باعث شدن خودم رو پیدا کنم😊



+دوستان عزیزی که از سبک نگارش من ،پستها ، شخصیت من و یا هر چیز دیگه ای... خوششون نمیاد، لطف بزرگی در حق خودشون و من میکنن صفحه من رو دنبال نکنن... فرش قرمز برای کسی پهن نکردم اینجا!!

+همین طور دوستانی که همیشه لطف داشتن به من و وبلاگ ،حضورتون باعث دلگرمی و افتخاره🤗