روزمرگی هایم...

با روزانه هایم همراه شو رهگذر ...

روزمرگی هایم...

با روزانه هایم همراه شو رهگذر ...

هوپی روی مبل سبز

پنجشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۱۶ ق.ظ

با استرس خاصی وارد مطب شدم. طبق معمول تنها رفتم . اصولا خوش ندارم همراه داشته باشم و احتمالا خودم هم در آینده همراه مریض رو راه ندم. 

وارد اتاق شدم و روی مبل سبز مخصوص نشستم. پرسید احوالت چطوره بانو؟ 

گفتم از لحاظ IBS, خوب خوبم... کلا از وقتی آسنترا رو تجویز کردین دیگه هیچ علامتی ندارم. منی که تقریبا از طرف دکترای گوارش جواب شده بودم. 

گفت خوب، چه عالی... IBS ات حل میشه، از حال این روزات بگو... 

گفتم که خنثی هستم... چیزی برای سرخوش بودن ندارم... گاهی هم over thinking میکنم و بهم میریزم. خواب آروم هم ندارم. شبا کلی غلت میخورم تا خوابم ببره. همه اش هم کابوس مردن میبینم. مخصوص مردن پدر و مادرم

گفت امممم... این برمیگرده به مشکلی که از بچگی درت ریشه کرده. از بچگی استرس جدایی داشتی. همین هم باعث ایجاد یه هاله افسردگی روی روانت شده. 

گفتم دکتر من اصلا امید به بهبودم ندارم... 

گفت همین طرز فکرت هم برمیگرده به بی انگیزگی حاصل از افسردگیت. 

گفتم من حتی به درد پزشکی نمیخورم چون که هر بیماری رو که میبینم،  end stage میبینمش و کلا امید به خوب شدن ندارم. 

گفت باز هم بحث بی انگیزگیه... ببینم! تو وقتی این رشته رو انتخاب کردی دچار علاقه کاذب بودی و دیگران بهت دیکته کردن یا با قلبت انتخابش کردی؟ 

گفتم من فیلد بیمارستان و کلا کار درمانی رو از نزدیک دیده بودم. بدو بدو تو اورژانس و استرس هاش رو دیده بودم و عاشقش شدم. دو سال از جوونی ام رو خون دل خوردم برای قبول شدن 

گفت خب میدونی؟ باز هم برمیگرده به اون هاله ی بی انگیزگی... تو وارد هر رشته دیگه هم که میشدی، الآن همین حرفا رو میزدی. 

ببینم! درساتو چه طور میخونی؟ 

با اکراه! جدا داره حالم بهم میخوره از نشستن تو اتاق و هی فرو کردن اطلاعات بی خود تو مغزم... هی اکتودرم هی مزودرم هی نوتوکورد هی... 

این درسا به چه درد کار درمانی میخوره؟ 

این حرف رو نزن!  احتمالا از سال بالاییات شنیدی که علوم پایه به دردت نمیخوره و... اما بهت بگم! تا وقتی که علوم پایه رو نفهمی، پزشک خوبی نمیشی! 

گفتم مثلا بیوشیمی چرا آخه؟! 

گفت اگه بیوشیمی رو خوب یاد نگیری، تو داروها و فارما به مشکل برمیخوری. 

فکر میکنی این درسایی که براتون چیده شده، بی خودی گذاشتن؟ 

به خودت کمک کن... درمان دارویی، بخشی از روند بهبودیه... میدونم سخته برات که با بی انگیزگی مبارزه کنی، اما تا به خودت کمک نکنی، دارو تو رو به جایی نمیبره

ورزش رو حتما تو کارت بذار، هر چند که وقتت پره. یوگا هم میتونه برات معجزه کنه، بهش فکر کن! 

میدونی؟ زندگی اینه... بیماری های روانی هم مثل بیماری های جسمی. مثلا شاید نشه دیابت رو ریشه کن کرد، اما میشه کنترلش کرد که، ها؟ 

به خودت کمک کن... 

  • پنجشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۱۶ ق.ظ
  • Hope ful

نظرات  (۵)

"بیماری های روانی هم مثل بیماری های جسمی"
دقیقاً مشکل از همینجا شروع میشه. اینکه میخوان مشکلات روحی رو با قرص و دارو حل کنن.
دایی یک از دوستام یوگا میرفت و از یه جایی به بعد استاد گفت:"از اینجا به بعد یکم عجیب میشه. هر کی دوست داره میتونه بیاد." ایشون هم رفت و بعد از یه مدت ناخوناشو به طرز عجیبی بلند میکرد و گاهی یک دفعه عصبانی میشد و یقه دیگران رو میگرفت و با زبان نامفهومی باهاشون صحبت میکرد. گویا یوگا مراحلی داره که از یه جایی به بعد به عرفان های عجیب میرسه.
پاسخ:
صد البته بیماری های روحی مرتبط با جسم هستن و بالعکس. تا اونجا که ما بیماری های روانتنی داریم حتی!! 
قطعا مکانیسم ها و فیزیولوژی های مرتبط با بخش نورولوژیک بدن، اثر مستیقم با روان داره. همینه که دارو تجویز میشه. 
کلاسهای یوگا رو باید جای مطمئن رفت. جایی که مطمئن باشی مربی certificate داره و زیر نظر تربیت بدنیه! 
توی خیلی چیزا از جمله یوگا، تحریف و زیاده روی بی خود وجود داره، اما نمیشه به خاطر اینا، از اثرات خوب چشم پوشی کرد. 
  • از گوشه ای دنج
  • سلام کامنت گذاشته بودم نیست
    پاسخ:
    سلام
    متاسفانه کامنت تون رو خصوصی گذاشته بودین و کامنت خصوصی رو نمیشه عمومی جواب داد. اگه هم عضو بیان نباشین کلا نمیشه جواب نداد! 
    دفعات بعد حواستون باشه تیک پیام خصوصی رو نزده باشین :)
    بیوشیمی فارما😕
    بنظرم هوپ جان بعد امتحانات برو مسافرت ازاین روحیه دربیای
    پاسخ:
    قبول نداری حرفشو؟ 
    مسافرت به شرطی که مامانم روی مخم نباشه... 
    سلام عزیزم،
    اون مشکل کابوست اگه بعد از شروع درمان با اسنترا بوده به احتمال قوی جزو عوارض دارویی هست .
    پاسخ:
    من از بچگی این خوابای آشفته رو داشتم... 
    احساس کردم این چیزایی که نوشتی چقدر منم چقدر.. فک کنم منم به یه روانشناس نیاز دارم که همه چیو بش بگم و راحت شم. فقط امیدوارم زود بگذره واست.
    پاسخ:
    تجربه نشون داده بهم که روانپزشک نتیجه بهتری میده تا روانشناس. حواست به این باشه! 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی