از دیشب کلی غم و غصه توی دلم تل انبار شده. هی خودخوری، هی درد دیدن و ناتوانی برای از بین بردن درد ،هی سم ناراحتی تو بدنت تولید شدن، هی بی خوابی ، هی پرشدن چشمات و سفت شدن گلو ...

هی نوشتم اینجا و هی پاک کردم و هی نوشتم و هی پاک کردم و به خودم اجازه ندادم ناله هام حال مخاطبهام رو بد کنه . هر چند که روزهای تلخم هم ،جز متن زندگیه که اینجا مینویسم. من بلاگر تازه کار نیستم . تا به اینجا 4 تا وبلاگ داشتم اما هیچ کدوم به اندازه ی این یکی آرومم نکرده. . . چون نوشتن احوالم ، آرومم میکنه. این که بازخورد متن هام، کامنت ها و عقاید مربوط به زندگی واقعیه خواننده هامه ،دلگرمم میکنه .

خلاصه که حال نزارم رو ندونستم با کی و چی آروم کنم. 

آهنگ زندگی بانو هایده رو واسه خودم گذاشتم و نشستم باهاش گریه کردم .خالی شدم . راحت نه ولی سبکترم و حالا میتونم برم پای درس ...

+برای حال پدرم ،خانواده ام و خودم دعا کنید ... اعتقاد هم ندارید انرژی مثبت بفرستین :)) بهش اعتقاد دارم. جای دوری نمیره ، اول از همه به سمت خودتون میاد😊